فدک راز نهفته زهرا(س
با این دل می شود دلبردگی و بیدلی را تجربه کرد.دل سوختگی و دل شکستگی هم توی همین دل اتفاق می افتد.سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است.
قلبی که از ان با خبر است،همان قلبی است که در سینه می تپد،همان که گاهی میشکند ،گاهی میگیرد و گاهی میسوزد،گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه،وگاهی هم از دست می رود.
با این دل است که عاشق می شویم،با این دل است که دعا میکنیم و گاهی با همین دل است که نفرین میکنیم و کینه می ورزیم.
اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودنش بی خبریم.این قلب تو سینه ما جا نمیشه و به جای این که بتپد می وزد و می بارد و می گردد و می تابد.
این قلب نه میشکند و نه می سوزد و نه میگیرد،سیاه و سنگ نمی شود.از دست هم نمی رود.زلال است و جاری مثل رود و نسیم و ان قدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند.بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد.ادم همیشه از این قلبش عقب می ماند.این همان قلب است که وقتی تو نفرین میکنی او دعا میکند وقتی تو بد میگویی و بیزاری او عشق میورزد و،وقتی تو میرنجی او میبخشد............
این قلب کار خودش رو میکنه نه به احساست کاری دارد.نه به تعقلت،نه به انچه میگویی و نه به انچه می خواهی،وادم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند.به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند.
| Design By : Night Skin |

